روایت‌های موازی، پروپاگاندای رسانه‌ای در عصر تفاهم‌نامه‌ها


روایت‌های موازی، پروپاگاندای رسانه‌ای در عصر تفاهم‌نامه‌ها آراز خبر-اعلام خبر امضای تفاهم‌نامه سیاسی میان ایران و ایالات متحده در دو جغرافیای متفاوت یعنی پاکستان و سوئیس پیش از آنکه یک رویداد دیپلماتیک باشد یک زمین‌لرزه خبری است که گسل‌های رسانه‌ای را به حرکت درآورده است.

شاهرخ احمدزاده

 

 این رویداد که قرار است در روز جمعه به سرانجام برسد فراتر از متن توافق درگیر پدیده‌ای به نام پروپاگاندای پیش‌دستانه شده است. در جهانی که روایت‌ها پیش از واقعیت‌ها به مقصد می‌رسند این تفاهم‌نامه نمونه‌ای کلاسیک از نبرد برای تسخیر افکار عمومی است. جایی که سکوت خبری در لایه‌های رسمی به بستری برای تولید انبوهی از پروپاگاندای جهت‌دار در رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شده است.

در تحلیل رویکرد رسانه‌های ایران به این رویداد می‌توان ردپای یک الگوی ثابت را مشاهده کرد که بر پایه تولید رضایت هدایت‌شده بنا شده است. دستگاه‌های رسانه‌ای با استفاده از تکنیک فریم‌سازی مثبت تلاش می‌کنند این توافق را نه یک تعامل دوجانبه بلکه به عنوان عقب‌نشینی استراتژیک رقیب و تثبیت اقتدار داخلی تصویر کنند. در این چهارچوب رسانه‌ای واژگانی نظیر پیروزی دیپلماتیک و خنثی‌سازی تحریم‌ها بدون ارائه جزئیات دقیق از متن سند به کلیدواژه‌های اصلی تبدیل می‌شوند. این نوع پروپاگاندا با تکیه بر احساسات ملی و نادیده گرفتن هزینه‌های احتمالی سعی در ساختن تصویری دارد که در آن تفاهم‌نامه تنها یک برنده مطلق دارد. این رویکرد اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند انسجام عمومی ایجاد کند اما به دلیل فقدان شفافیت در بلندمدت با چالش اعتبار روبرو خواهد شد.

از سوی دیگر میدان دیپلماسی در پاکستان و سوئیس به کانون توجه رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شده است که با نگاهی کاملاً متضاد به میدان آمده‌اند. در اینجا پروپاگاندا با ابزار تردید عمل می‌کند. رسانه‌هایی که در تقابل ژئوپلیتیک با این تفاهم قرار دارند با استفاده از منابع آگاه ناشناس سعی در القای این مطلب دارند که ایران در موقعیت ضعف قرار گرفته و این توافق صرفاً یک ضرورت برای بقای اقتصادی است. آن‌ها با برجسته کردن بندهای محرمانه و استفاده از تکنیک قطب‌سازی روایی تلاش می‌کنند میان بدنه اجتماعی و تصمیم‌گیران سیاسی شکاف ایجاد کنند. در این نقطه است که افکار عمومی در میان دو آتش‌بار خبری قرار می‌گیرد که یک از فتح‌الفتوح می‌گوید و دیگری از تسلیم حرف می‌زند.

در این میان مسئله شفافیت و امنیت ملی به گره‌گاه اصلی بحث تبدیل می‌شود. مقامات مسئول با استناد به محرمانگی توافقات امنیتی و سیاسی از انتشار جزئیات خودداری می‌کنند. این خلاء اطلاعاتی بهترین فرصت را برای رشد پروپاگاندای خاکستری فراهم می‌آورد. طبق نظریه‌های سواد رسانه‌ای وقتی مرجع رسمی از ارائه حقیقت باز می‌ماند روایت‌های موازی جایگزین حقیقت می‌شوند. در تفاهم‌نامه پیش‌رو که ابعاد آن پاکستان و سوئیس را در بر گرفته است عدم تبیین دقیق دستاوردها و هزینه‌ها باعث می‌شود که جامعه به جای تحلیل عقلانی به دام تأیید انتخابی بیفتد. یعنی مخاطب تنها خبری را می‌پذیرد که با پیش‌فرض‌های سیاسی‌اش هماهنگ باشد و این بزرگترین آسیب به منافع ملی است.

واقعیت این است که قدرت یک تفاهم‌نامه سیاسی در عصر مدرن تنها به امضای روی کاغذ بستگی ندارد بلکه به توانایی دولت در مدیریت روایت‌ها منوط است. اگر رسانه‌های داخلی نتوانند از پیله شعارزدگی خارج شوند و تحلیلی واقع‌بینانه از توازن قوا ارائه دهند در نبرد با رسانه‌های بین‌المللی قافیه را خواهند باخت. پروپاگاندا زمانی موفق است که بر بستری از واقعیت سوار شود نه اینکه جایگزین واقعیت شود. تکرار مدام پیروزی بدون نشانه‌های ملموس در معیشت و امنیت جامعه در نهایت به اثر معکوس منجر شده و اعتماد عمومی را تخریب می‌کند.

برای عبور از این بحران روایت رسانه‌های ایران باید از الگوهای سنتی پروپاگاندا به سمت اقناع منطقی حرکت کنند. تبیین تفاهم‌نامه روز جمعه باید بر پایه واقع‌گرایی سیاسی باشد. باید به مردم توضیح داده شود که هر توافق بین‌المللی مجموعه‌ای از امتیازات داده شده و گرفته شده است. تقدس‌زدایی از اسناد دیپلماتیک و تبدیل آن‌ها به موضوعات قابل بحث در فضای نخبگانی می‌تواند راه را بر پروپاگاندای مخرب خارجی ببندد. امنیت ملی نه در پنهان‌کاری مطلق بلکه در همراه کردن آگاهانه افکار عمومی نهفته است.

در پایان باید گفت که تفاهم‌نامه ایران و آمریکا در جغرافیای ثالث آزمونی بزرگ برای دستگاه رسانه‌ای کشور است. آیا رسانه‌ها می‌توانند از ابزار پروپاگاندا برای تبیین درست منافع ملی استفاده کنند یا دوباره در تله بزرگ‌نمایی‌های بی‌اثر گرفتار خواهند شد. در جهانی که اخبار پیش از امضای اسناد سرنوشت جوامع را تغییر می‌دهند صداقت رسانه‌ای قدرتمندترین نوع دیپلماسی است. اگر روایت داخلی نتواند با تکیه بر منطق و شفافیتِ کنترل‌شده ذهن شهروندان را اقناع کند روایت‌های بیگانه در قلب تهران و واشینگتن سرنوشت این توافق را رقم خواهند زد. تاریخ نشان داده است که دیپلماسی در اتاق‌ها ی دربسته آغاز می‌شود اما در میدان رسانه‌ها به پیروزی یا شکست نهایی می‌رسد.


تاریخ: 1405/03/26 06:24 ب.ظ | دفعات بازدید: 2470