از ارومیه تا تهران، آزمون بزرگ یک تجربه قضایی برای اجرای عدالت


از ارومیه تا تهران، آزمون بزرگ یک تجربه قضایی برای اجرای عدالت آراز خبر-جابجایی یک مدیر قضایی از یک استان مرزی به پایتخت را نمی توان صرفا یک تغییر ساده اداری تلقی کرد. برخی انتصاب ها زمانی اهمیت واقعی پیدا می کنند که پشت سر خود یک تجربه انباشته مدیریتی و مجموعه ای از آزمون های عملی داشته باشند.

 

 شاهرخ احمدزاده

 انتقال ناصر عتباتی از آذربایجان غربی به ریاست کل دادگستری استان تهران از همین منظر قابل تامل است. مسئله اصلی اکنون این نیست که یک مدیر از ارومیه به تهران آمده است. مسئله مهم تر این است که یک الگوی مدیریتی که در یک استان پیچیده و مرزی آزموده شده است چگونه می تواند در بزرگ ترین و پرچالش ترین محیط قضایی کشور بازآفرینی و ارتقا پیدا کند.

سخنان عتباتی در مراسم معارفه خود در تهران نیز دقیقا از همین نقطه قابل خواندن است. او از پیگیری جنایات جنگی علیه مردم ایران به عنوان یک وظیفه انسانی و شرعی سخن گفت و همزمان بر خدمت ملموس و موثر به مردم و پیشگیری و صلح و سازش و استفاده از ظرفیت های مردمی و حمایت از تولید و مقابله با مظاهر ناامنی تاکید کرد. در کنار این موارد از تدوین منشور حرکتی و برنامه عملیاتی دادگستری استان تهران سخن گفت. این مجموعه را اگر کنار کارنامه پنج ساله او در آذربایجان غربی قرار دهیم با یک خط فکری نسبتا منسجم مواجه می شویم. خطی که از عدالت واکنشی فاصله می گیرد و به سمت عدالت پیشگیرانه و مسئله محور و داده محور و مردم محور حرکت می کند.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که سند تحول و تعالی قوه قضاییه نیز تحول را نه در تغییر ظاهری ساختارها بلکه در اصلاح فرآیندها و ارتقای کیفیت خدمت قضایی دنبال می کند. در نسخه ابلاغی سند تحول قضایی در سال ۱۴۰۳ نیز طرح هایی مانند قضازدایی و هوشمندسازی و ساماندهی ضابطان و ارتقای شفافیت و رفع ساختارهای فسادزا و ارزیابی عملکرد قضات و اشتغال زندانیان در شمار طرح های پیشران قرار گرفته اند.

بنابراین اهمیت تجربه عتباتی را باید در نسبت میان تجربه و آینده جستجو کرد.

از کاهش زمان رسیدگی تا تغییر نگاه به مفهوم کارآمدی

یکی از شاخص ترین بخش های کارنامه عتباتی در آذربایجان غربی موضوع زمان رسیدگی است. گزارش های منتشر شده نشان می دهد میانگین زمان رسیدگی در استان از ۱۰۹ روز در سال ۱۴۰۰ به ۶۷ روز در سال ۱۴۰۵ رسیده است. همزمان میزان ابلاغ الکترونیک به حدود ۹۸ درصد و اتقان آرا به ۸۲ درصد اعلام شده است.

اهمیت این اعداد فقط در کاهش یک شاخص اداری نیست. زمان در دستگاه عدالت بخشی از خود عدالت است. پرونده ای که ماه ها و سال ها در چرخه رسیدگی باقی می ماند هزینه اجتماعی و اقتصادی و روانی ایجاد می کند. از این منظر کاهش زمان رسیدگی یعنی نزدیک تر شدن عدالت به زمان واقعی زندگی مردم.

اما در نگاه آینده پژوهانه یک پرسش مهم تر مطرح می شود. آیا می توان این تجربه را در تهران توسعه داد.

پاسخ را نمی توان صرفا با افزایش شعب یا نیروی انسانی جستجو کرد. تهران با حجم بسیار متفاوتی از پرونده ها و تنوع بالای دعاوی و پیچیدگی های اقتصادی و اجتماعی روبه رو است. بنابراین تجربه آذربایجان غربی تنها زمانی در تهران ارزشمند خواهد بود که از یک تجربه استانی به یک نظام مدیریتی قابل تعمیم تبدیل شود. یعنی داده ها به صورت مستمر تحلیل شوند و گلوگاه های رسیدگی شناسایی شوند و عملکرد شعب بر اساس شاخص های واقعی سنجیده شود و تصمیم مدیریتی از سطح برداشت شخصی به سطح تصمیم مبتنی بر داده ارتقا پیدا کند.

این همان جایی است که هوشمندسازی از یک مفهوم فناورانه به یک مفهوم مدیریتی تبدیل می شود.

صلح و سازش، عبور از منطق پرونده به منطق مسئله

یکی دیگر از وجوه برجسته کارنامه عتباتی توجه به صلح و سازش است. در آذربایجان غربی نمونه های متعددی از سازش در پرونده های قتل و قصاص ثبت شده است. حتی در سال ۱۴۰۴ نیز گزارش هایی از استمرار این روند منتشر شده و در مواردی سازش با همکاری شوراهای حل اختلاف و هسته های جهادی بخشایش و معتمدان محلی به نتیجه رسیده است.

این رویکرد از منظر سیاست جنایی اهمیت ویژه دارد. دستگاه قضایی اگر تنها به صدور حکم نگاه کند ممکن است از بخش مهمی از مسئله اجتماعی غافل بماند. یک پرونده ممکن است با صدور حکم مختومه شود اما اختلاف اجتماعی و خصومت و آسیب خانوادگی همچنان باقی بماند. صلح و سازش در چنین شرایطی می تواند بخشی از فرآیند بازسازی سرمایه اجتماعی باشد.

فعال شدن شوراهای حل اختلاف و دادگاه های صلح در آذربایجان غربی نیز در همین مسیر قابل ارزیابی است. در ارومیه ده ها شعبه شورا و دادگاه صلح فعال شده و بر تخصصی شدن برخی شعب و استفاده هدفمند از ظرفیت سازش تاکید شده است.

آنچه اکنون در تهران اهمیت پیدا می کند توسعه همین نگاه است. پایتخت صرفا به یک دستگاه قضایی سریع تر نیاز ندارد. به دستگاه قضایی نیاز دارد که بتواند پیش از تبدیل اختلاف به پرونده و پیش از تبدیل اختلاف به نزاع و پیش از تبدیل نزاع به جرم مداخله کند.

این همان معنای عمیق پیشگیری است.

امنیت در قرائت جدید از واکنش به پیش بینی

عتباتی در سخنرانی خود در تهران بر مقابله با شرارت و سرقت و حفظ امنیت روانی جامعه تاکید کرد. این بخش از سخنان او را باید در امتداد تجربه آذربایجان غربی خواند استانی که موقعیت مرزی آن همواره امنیت را به یکی از مسائل اصلی مدیریت قضایی تبدیل کرده است.

تجربه چنین محیطی می تواند برای تهران نیز مهم باشد. امنیت امروز فقط به تعداد پرونده های کیفری یا میزان برخورد با مجرمان سنجیده نمی شود. احساس امنیت روانی شهروندان نیز بخشی از امنیت عمومی است.

در اینجا آینده پژوهی قضایی می تواند نقش مهمی داشته باشد. اگر الگوهای سرقت و شرارت و جرایم سازمان یافته و آسیب های اجتماعی با استفاده از داده های قضایی و انتظامی و اجتماعی شناسایی شوند، دستگاه قضایی می تواند از مدیریت پس از وقوع جرم به مدیریت ریسک جرم حرکت کند.

آینده دستگاه قضایی در این حوزه متعلق به مدیریتی خواهد بود که بتواند نشانه های یک بحران را پیش از تبدیل شدن به بحران تشخیص دهد.

عدالت در بیرون از ساختمان دادگستری

یکی از ویژگی های قابل توجه دوره عتباتی در آذربایجان غربی حضور میدانی بود. بازدید از محاکم و زندان ها و حوزه های قضایی شهرستان ها و واحدهای تولیدی نشان می داد که مدیریت قضایی صرفا از پشت میز انجام نمی شود.

این رویکرد در تهران اهمیت بیشتری پیدا می کند. هر چه سازمان بزرگ تر شود خطر فاصله گرفتن مدیر از واقعیت های میدان نیز بیشتر می شود. فاصله میان مدیر و مراجعه کننده و قاضی و کارمند و زندانی و فعال اقتصادی می تواند به تدریج یک سازمان را از مسئله اصلی خود دور کند.

عدالت میدانی یعنی مدیر بتواند مسئله را در محل وقوع آن ببیند. گزارش را با مشاهده مستقیم مقایسه کند. تصمیم را از نزدیک ارزیابی کند و بعد اثر تصمیم را دوباره بسنجد.

این چرخه مشاهده و تصمیم و اجرا و ارزیابی می تواند یکی از پایه های مدیریت قضایی آینده باشد.

اقتصاد و عدالت حمایت از تولید بدون عبور از قانون

یکی دیگر از محورهای مهم سخنان عتباتی در تهران حمایت از واحدهای تولیدی و کارآفرینان بود. این موضوع نیز در آذربایجان غربی سابقه عملی دارد. در جلسات حمایت قضایی از سرمایه گذاری استان مشکلات واحدهای تولیدی بررسی و بر رفع موانع حقوقی و اداری تاکید شده است. در یکی از این جلسات نیز مشکلات ۱۱ واحد  تولیدی مورد بررسی قرار گرفت.

اهمیت این موضوع در آن است که حمایت قضایی از تولید نباید به معنای چشم پوشی از قانون باشد. حمایت واقعی زمانی اتفاق می افتد که دستگاه قضایی مانع غیرقانونی را از مسیر تولید بردارد و در عین حال اجازه ندهد تولید به پوششی برای تضییع حقوق عمومی تبدیل شود.

در آینده اقتصاد ایران هرچه پیچیده تر شود نقش قوه قضاییه در تضمین امنیت حقوقی فعالیت اقتصادی نیز مهم تر خواهد شد. سرمایه گذار بیش از هر چیز به پیش بینی پذیری نیاز دارد. بداند قرارداد قابل اتکا است و مالکیت محترم است و تخلف بدون تبعیض پیگیری می شود و اختلافات در زمان قابل قبول حل خواهد شد.

از این زاویه حمایت از تولید در حقیقت بخشی از ماموریت عدالت اقتصادی است.

زندان کمتر و اصلاح بیشتر

یکی دیگر از شاخص های مهم تجربه عتباتی توجه به حبس زدایی و استفاده از ظرفیت های قانونی جایگزین حبس است.   بازدیدهای مکرر او از زندان ارومیه در هر وقت شبانه روز دیدارهای چهره یه چهره تا برنامه روتین بازدیداز حوزه های قضایی و الویت بازدید بیش از دوساعت حتی در شهرهای کوچک‌مرزی و زندانهای بوکان ، نقده ،خوی  زندان ماکو بر ضرورت دقت در صدور قرارهای تامین و استفاده از مجازات های جایگزین حبس و تاسیسات جدید قانونی تاکید شده است.

یکی از طلایی ترین اقدام پیگیرانه او در حوزه حقوق شهروندی و کرامت محوری زندانیان توسعه فضایی خوابگاهی زندان نقده در حاشیه بازدید ریاست  قوه قضاییه بود که در کمتر از یک سال با ظرفیت بیش از ۲۵۰ نفر توسعه یافت

 اگر زندان برای فردی که ضرورتی برای حبس او وجود ندارد به نخستین گزینه تبدیل شود، هزینه های اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی آن افزایش خواهد یافت.

پابند الکترونیک و مجازات های جایگزین و اشتغال زندانیان و اصلاح و بازاجتماعی شدن محکومان می توانند بخشی از پاسخ آینده باشند. اما مسئله مهم تر تغییر فلسفه مدیریت است. موفقیت یک نظام زندانبانی فقط با تعداد زندانیان یا تعداد احکام سنجیده نمی شود. شاخص اصلی باید میزان بازگشت سالم فرد به جامعه و کاهش تکرار جرم و حفظ خانواده و بازگشت فرد به چرخه اشتغال و زندگی باشد.

تهران مرحله تازه یک تجربه

اکنون نوبت تهران است. اما تهران نباید صرفا مقصد یک مدیر با سابقه باشد. باید میدان آزمون یک تجربه مدیریتی باشد.

عتباتی در مراسم معارفه از تدوین منشور حرکتی و برنامه عملیاتی دادگستری استان تهران سخن گفت. همین نکته اگر به صورت جدی دنبال شود می تواند نقطه آغاز یک دوره مدیریتی متفاوت باشد. برنامه زمانی معنا پیدا می کند که شاخص داشته باشد. شاخص زمانی ارزشمند است که داده داشته باشد. داده زمانی اثرگذار است که به تصمیم منجر شود و تصمیم زمانی تحول آفرین است که نتیجه آن برای مردم قابل مشاهده باشد.

این زنجیره می تواند معماری مدیریت قضایی آینده باشد.

در این میان توجه به سرمایه انسانی نیز تعیین کننده است. عتباتی در سخنان خود بر استفاده از نیروهای کارآمد و پاکدست و توانمند و اثرگذار تاکید کرد. این موضوع شاید در ظاهر یک اصل اداری ساده باشد اما در واقع یکی از بنیادی ترین ارکان تحول است. هیچ سند تحول و هیچ فناوری و هیچ ساختار جدیدی بدون نیروی انسانی شایسته نمی تواند به نتیجه برسد.

از تجربه به مدل

مهم ترین پرسش درباره کارنامه پنج ساله عتباتی این نیست که آیا همه مسائل آذربایجان غربی حل شده است. چنین ادعایی نه علمی است و نه واقع گرایانه. هیچ مدیریت قضایی نمی تواند تمام مسائل یک استان را برای همیشه حل کند.

پرسش دقیق تر این است که آیا در این دوره برخی شاخص ها بهبود یافته و آیا روش هایی شکل گرفته که قابلیت توسعه و بازتولید داشته باشند.

داده های منتشر شده درباره کاهش زمان رسیدگی و گسترش ابلاغ الکترونیک و توجه به صلح و سازش و حمایت از تولید و استفاده از ظرفیت های جایگزین حبس و حضور میدانی نشان می دهد که می توان درباره یک تجربه مدیریتی قابل بررسی سخن گفت.

اما مرحله مهم تر از اینجا آغاز می شود. تهران باید محل تبدیل تجربه به مدل باشد.

مدلی که در آن عدالت سریع اما دقیق باشد. فناوری در خدمت انسان قرار گیرد. صلح و سازش به عنوان ابزار عقلانی حل اختلاف توسعه یابد. امنیت با پیشگیری پیوند بخورد. تولید از موانع غیرضروری رها شود. حقوق عامه با جدیت صیانت شود. زندان آخرین راهکار باشد و نه نخستین پاسخ. مدیر در میدان حضور داشته باشد و تصمیم ها بر اساس داده و ارزیابی مستمر اتخاذ شوند.

آینده عدالت از امروز ساخته می شود

از ارومیه تا تهران یک مسیر جغرافیایی طی شده است اما آنچه اهمیت بیشتری دارد مسیر مدیریتی و فکری طی شده است. آذربایجان غربی برای عتباتی یک دوره تجربه بود و تهران اکنون یک آزمون بزرگ تر است.

در آذربایجان غربی مسئله اصلی نشان دادن امکان تحول در شرایط پیچیده بود. در تهران مسئله می تواند تبدیل آن تجربه به الگویی در مقیاس بزرگ باشد.

اگر این اتفاق رخ دهد، انتصاب عتباتی تنها یک تغییر مدیریتی نخواهد بود. می تواند فرصتی برای آزمون یک فرض مهم در مدیریت قضایی کشور باشد. اینکه تحول زمانی پایدار می شود که از فرد عبور کند و به نظام تبدیل شود و از شعار عبور کند و به شاخص برسد و از بخشنامه عبور کند و به فرآیند برسد و از فرآیند عبور کند و به تجربه ملموس مردم تبدیل شود.

سخنان نخست عتباتی در تهران از همین منظر قابل تامل است. پیگیری جنایات جنگی و صیانت از حقوق مردم در کنار پیشگیری و امنیت و صلح و سازش و حمایت از تولید و استفاده از سرمایه انسانی یک مجموعه پراکنده نیست. اگر درست طراحی و اجرا شود می تواند اجزای یک نگاه واحد باشد.

نگاهی که عدالت را نه صرفا پایان یک پرونده بلکه یک نظام اجتماعی برای تولید امنیت و اعتماد و کرامت و توسعه می داند.

شاید مهم ترین معنای انتقال عتباتی از ارومیه به تهران همین باشد. ارومیه می تواند گذشته یک تجربه باشد و تهران میدان آینده آن.

آینده تحول قضایی اما با انتصاب ها ساخته نمی شود. با دانایی و داده و ارزیابی و شجاعت در اصلاح و سرمایه انسانی و ارتباط واقعی با جامعه ساخته می شود.

اگر تجربه پنج ساله آذربایجان غربی در تهران به دانش سازمانی تبدیل شود و اگر دانش سازمانی به برنامه و برنامه به شاخص و شاخص به نتیجه تبدیل شود، آن گاه می توان از یک تحول واقعی سخن گفت.

تحولی که در آن صلابت با کرامت تعارض ندارد. سرعت با اتقان در تضاد نیست. اقتدار با صلح منافات ندارد. امنیت در برابر آزادی قرار نمی گیرد و حمایت از تولید از عدالت جدا نمی شود.

این شاید همان افق اصلی سند تحول و تعالی باشد و همان نقطه ای که تجربه یک مدیر قضایی می تواند از یک کارنامه استانی فراتر رود و به یک سرمایه برای آینده مدیریت عدالت در کشور تبدیل شود.


تاریخ: 1405/06/02 04:05 ب.ظ | دفعات بازدید: 1925